العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

132

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

برخى نه ، و ندانم از اسبم را جز اينكه مستجاب است . و حاكم : بسندى آورده كه چون خواهى به جهاد روى اسب ادهم دست و پا سفيد دست راست آزادى بخر تا غنيمت بدست آرى و بسلامت بمانى و آنگه گفته صحيح است به شرط مسلم . هجين اسبى كه پدرش عربى و مادرش عجمى ، و مقرف بميم ضمه دار و قاف ساكن و راء بىنقطه و فاء آخر عكس آنست ، و آدميزاده هم بدين و وصف است . و در كتب غريب است از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله كه خدا دوست دارد مرد نيرومند برو برگرد را بر اسب برو برگرد ، يعنى كسى كه پيوسته بجهاد رود و برگردد و تجربه آموزد و اسبش هم پياپى بجهاد رود و برگردد با صاحبش ، و گفتند : اسبى است كه ورزيده و آموخته است و فرمانبر سوار بر خود است و در حديث صحيح است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله سوار اسب سركش تندرو ابى طلحه شد و فرمود : راستى آن را دريائى يافتيم . و در فائق است كه يك بار مردم مدينه بهراس دشمن افتادند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله سوار اسب لختى شد و بدنبال آنها تاخت و چون برگشت فرمود : راستى آن را دريائى يافتيم ، حمّاد بن سلمه گفته : اسب كندى بود و چون اين را فرمود صلى اللَّه عليه و إله پيشتاز شد . و نسائى بسندى از جعيل اشجعى آورده كه با پيغمبر در غزوه بيرون شدم و اسب لاغرى داشتم و در دنباله مردم بودم پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله به من رسيد و فرمود : اى اسب دار برو ، گفتم : يا رسول اللَّه اين اسب لاغر و ناتوانست ، و آن حضرت عصائى كه در دست داشت برآورد و به او زد و گفت : بار خدايا مباركش كن ، و البته مرا ديدى كه اختيار او را نداشتم تا مرا جلو همه مردم برده و از شكم او بارزش 12 هزار فروختم . و از خالد بن وليد روايت است كه در نبرد جز بر ماديان سوار نميشد چون